×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  یکشنبه - ۲۳ شهریور - ۱۳۹۹  
true
true
60 دقیقه در خانه یک «ترنس»| مرا عریان کردند و از من فیلم گرفتند

این گزارش برای افراد زیر 18 سال توصیه نمی شود

جامعه خبر|سید هادی کسایی زاده: باور نمی کرد میهمان خانه کوچکش شوم. وقتی تماس گرفتم و گفتم جلوی درب خانه هستم از پنجره من را تماشا کرد. کمی دستپاچه شده بود. بعنوان روزنامه نگار حوزه اجتماعی برایم تحقیرآمیز بود که پس از 10 سال این اولین بار است که وارد خانه یک ترنس می شوم. چون شناخت و بررسی چالش ها و مشکلات این قشر از جامعه هم از وظایف روزنامه نگاری ام بوده است. هدایا را کنار آشپزخانه گذاشتم و پس از مصافحه و احوال پرسی گوشه ای از اتاق نشستم.

بوی سیگار می آمد. گفت: دوستم اینجا بود شما آمدید رفت.

گفتم: روبروی من بنشین با هم صحبت کنیم. سرگرم حرف بودیم که گوشی همراهش را نشانم داد و گفت: این من هستم. آرایش کردم … ببین چقدر زیبا شدم.

عکس های زیبایی بود که می خواست به من ثابت کند او دختر است و دخترانه فکر می کند و دخترانه زندگی می کند و می خواهد دخترانه عشق را تجربه کند. با لحن آرام و خودمانی فضا را به سمتی هدایت کردم که من را از خود بداند و اعتماد کند. راحت صحبت کند و مطمئن شود که همراه او هستم.

به دیوار تکیه زد و از درد و دل هایش برایم گفت.

–من ترنس هستم. در شناسنامه نامم میثم است اما نام دخترانه هم دارم. متولد 1366 و دیپلمه ام اما اهل تهران نیستم. ظاهر من شباهت به پسرها دارد یعنی آلت و صدای مردانه دارم اما برآمدگی سینه ام زنانه است غیر از آن تمام احساسات و درونم زنانه است. این موضوع را تا 5 سالگی نمی دانستم اما وقتی بزرگتر شدم نمود پیدا کرد. پدر و مادرم برای اینکه آبرویشان حفظ شود به زور برایم همسر اختیار کردند. می گفتم: بابا… حس من دخترانه است و نمی توانم با دختری هم بستر شده و ازدواج کنم. اما بالاخره مراسم عروسی برگزار شد. زیاد نزدیکی نمی کردم و بهانه های مختلفی می آوردم. تا اینکه با مشورت یکی از دوستان از چیزهایی استفاده کردم تا بتوانم حداقل همسرم را برای یک بار هم شده راضی نگهدارم. وقتی با همسرم همبستر شدم حالت تهوع داشتم و از این کار متنفر بودم.

توضیح: ((زمانی که پسری دارای روان دخترانه باشد و یا به زبان دیگر، روان و شخصیت دختری در کالبدی پسرانه محصور شده باشد، ترنس مرد یا FTM یا ترامرد گفته می شود. ترنس‌ها دچار تضاد روح و جسم خود هستند. از نظر علم روان شناسی ترنسکشوال، ملال یا نارضایتی جنسی تلقی می‌شود. حالتی که فرد به طور مستمر از جنسیت خود ناراضی است. این افراد با وجود وضعیت آناتومیک جنسی طبیعی مردانه یا زنانه، اعتقاد دارند که نه تنها از لحاظ بیولوژیک بلکه به لحاظ روانشناختی و گروه‌بندی اجتماعی زنان و مردان عضوی از جنس مخالف هستند. این موضوع کاملا بیولوژیک است.))

بالاخره عمر زندگی مشترک ما بیشتر از 30 روز طول نکشید و از هم جدا شدیم. من از شهرستان نقل مکان کردم به دلیل اینکه یکی از خواهرهایم در جنوب تهران ساکن بود به اینجا آمدم. روزهای بسیار سختی بود. فرهنگ پایین و عدم شناخت جامعه در مورد برخورد با ترنس ها موجب شد مورد اذیت و آزار قرار بگیرم. یک روز گروهی از جوانان جنوب شهر من را به خرابه ای بردند و عریانم کردند و از من فیلم گرفتند. آقای کسایی زاده می دانید این یعنی چه؟ می دانید چقدر یک آدم تحقیر می شود؟ می دانید چه بر سر من آمد؟

*کسایی زاده: به شما تعرض هم شد؟

-نه … نشد اما اذیتم کردند.

*کسایی زاده: همانطور که خودت بهتر می دانی برای حل این مساله هم راهکار شرعی داریم و هم پزشکی و قانونی … شما چه اقدامی انجام دادید؟

– الان پیش دکتر صابری از متخصصان پزشکی قانونی می روم و تحت درمان هستم. تمامی اقدامات لازم انجام شده و اگر 300 هزار تومان پرداخت کنم پرونده به کمیسیون پزشکی رفته و پس از آن به دادگاه می رود تا قاضی دستور تغییر جنسیت را صادر کند.

*کسایی زاده: یعنی مشکل شما الان 300 هزار تومان است؟ اجازه ندادم به سوالم پاسخ دهد. از جایم بلند شدم و به آشپزخانه رفتم. به بهانه عکاسی و خوردن آب درب یخچال را باز کردم و سری با اتاق زدم. اوضاع و احوال خوبی نداشت. کاملا مشخص بود که سفره نان او خالی است. با صدای بلند از اتاق گفتم: مشخص است از صبح تا شب خانه… چه می خوری؟ پول از کجا می آوری؟

–در جنوب تهران که قطعا کاری نبود برای همین برای نظافت خانه ها به شمال شهر می رفتم. برخی صاحبخانه های خانم وقتی می فهمیدند ترنس هستم احساس راحت تری به من داشتند. هم باسلیقه و تمیز بودم و هم به درستی کارم را انجام می دادم. اما خب چند ماهی است بیکارم. یکی از دوستانم به من کمک می کند. گاهی همسایه ها غذایی برایم می آوردند.

*کسایی زاده: صاحبخانه می داند ترنس هستید؟

-نه اصلا..(میخندد) می گوید صاحبخانه به من می گفت: همسایه ها از تو راضی هستند. تو پسرخوبی خوبی هستی چون مجردی اما دختر خانه ات نمی آوری.

*کسایی زاده: همسایه ها می دانند ترنس هستید؟

-نه… فقط یکی از همسایه ها که آرایشگر است می داند. می دانید آقای کسایی زاده من عاشق آرایشگری هستم. حتی به آرایشگاه دوستم می روم و کمکش می کنم.

*کسایی زاده: خب برگردیم به گپ خودمان … بالاخره مشکل همان 300 هزارتومان است؟

-بله یکی از مشکلات همین است. اما وقتی این پول را بدهم تازه منتظر حکم قاضی باید باشم یعنی حدود 3 ماه … وقتی حکم آمد باید عمل جراحی کنم.

*کسایی زاده: یعنی آلت مردانه را قطع کنی؟

-بله.. آلت قطع می شود و با داروهایی که می خورم حتی صدای زنانه خواهم داشت و برای سینه ام در صورت نیاز پروتز کار می کنند.

*کسایی زاده: این عمل جراحی چقدر هزینه دارد؟

-حدود 40 میلیون تومان

*کسایی زاده: (می خندم) خب این ابتدای مشکلات تو است. در این کشور به دانش آموز سالم و زنده رحم نمی کنند و او را با بخاری نفتی در کلاس رها می کنند. وقتی هم می سوزند به جایی حساب نمی کنند. حالا بگوئیم بیائید هزینه عمل جراحی ترنس بدهید؟ به که بگوئیم؟ خیرین چقدر در این حوزه سواد و آگاهی دارند؟ مراجع تقلید چقدر در این حوزه اطلاع رسانی و فتوا دادند؟ دولت چقدر در این مورد اعتبار و بودجه دارد؟ تاحالا در کدام مجلس شورای اسلامی برای این 24 هزار ترنس قانون یا حتی بیانیه ای حمایتی صادر کردند؟

-البته بهزیستی 30 میلیون تومان وام می دهد. به شرطی که حکم دادگاه داشته باشید.

*کسایی زاده: بله بهزستی وام می دهد اما با 2 ضامن معتبر که شما ندارید. برایش هم اهمیتی ندارد شما ترنس بمانید یا نه … کلا برای مسئولان کشور ایران این موضوع اهمتی ندارد. خودت بهتر می دانی که متاسفانه متاسفانه متاسفانه همین خبرنگاران کارگر و کارمند و کاسه داغ تر از آش در این کشور اگر به سگ غذای کثیف بدهی یا او را آزار بدهی کمپین راه می اندازند تا صدایش به آمریکا برسد. حتی معاون رئیس جمهور هم همراه می شود. اما برای افرادی مانند شما جراتش را ندارند گزارش بنویسیند یا حرف دلتان را بزنند.

–بله متاسفانه این ها من را آزار می دهد.

*کسایی زاده: بگذریم .. چقدر کرایه خانه می دهی؟

–جای خواب نداشتم. اوضاع بدی بود. یکی از شهروندان خیر در مکانی عمومی حال را من رادید و چون روانشانی خوانده بود فهمید. همان فرد محترم و همسرشان کمکم کردند و توانستم این خانه را 5 میلیون و ماهانه 400 هزارتومان اجاره کنم. البته 4 ماه اجاره خانه ندادم.

*کسایی زاده: انجمن یا خیریه ای چیزی ندارید؟

-داریم. قدرتی ندارند. فقط می گویند عزت نفس داشته باشید.

*کسایی زاده: تا حالا شده به دلیل فقر به فکر تن فروشی بیفتی؟

-بله شده … اما من یک بانو و خانم با شخصیت هستم. می خواهم خانم با شخصیت بمانم.

*کسایی زاده: …………….. سکوت کردم/ حرفی برای گفتن نداشتم/ کاری هم دیگر نداشتم. اطلاعاتی که می بایست به دست بیاورم … آوردم. نمی توانستم به او قولی بدهم که نتوانم انجام دهم. فقط گفتم از این به بعد من یکی از دوستان تو خواهم بود تا وقتی که مشکلاتت برطرف شود. روی من حساب کن… گفتم: در میان همکارانم شاید چند نفری پیدا شود که مرد باشند و صدای تو را برسانند. در مورد مسئولان قولی نمی دهم چون فساد مثل موریانه کشور را در برگرفته و همه دنبال منافع سیاسی و حزبی خودشان هستند تا جیبی پر کنند. من وزیر کشور یا رئیس بهزیستی یا کمیته امدادی و خیریه ای نمی بینم که بخواهم مشکل تو ررا به آنها بازگو کنم. با این حال تلاشم را می کنم.

با او دست دادم … خداحافظی کردم.

بهم پیامک داد: باورم نمی شد که می آئید. باورم نمی شد که هنوز افرادی هستند که ما را باور دارند.

نوشتم: این شغل من است. و من به دعای افرادی مثل تو نیاز دارم.

(آقای دادستان نمی دانم برای انتشار این گزارش می خواهید علیه من اعلام جرم کنید یا نه … چون سابقه اعلام جرم برای گزارش های اینچنینی و حتی کمتر از این را داشته ام. اگر قصد دارید من را متهم کنید حداقل بدانید بعنوان مدعی العموم وظیفه دارید از حقوق این قشر از شهروندان جامعه اقدام کنید. اقدام به موقع مانع بروز خودکشی ها و تن فروشی ها و فساد در جامعه می شود. سری به پارک دانشجو تهران و برخی پاتوق ها بزنید.)

شهروندان و خیرینی که می خواهند به این شهروند مسلمان کمک کنند با شماره 09126501564 تماس گرفته تا شماره کارت و نحوه ارتباط را مطلع شوند.

 

true
true
true
true
  1. سحر وزیری شهرکی

    دیدگاه خاصی ندارم مثه هر موضوع تاسف بار دیگه ای غمگینم کرد فقط

  2. بهرام بهرامی

    سلام //کاش خیرین ی تو این زمینه ی سندیکای خاص (اقلیت های جنسی) می زدند تا….

  3. علی

    خیلی غم انگیز بود، خدا کنه مسئولین بخونند و به فکر چاره بیفتند

  4. قربانی

    من یک قربانی هستم.دختری که ترنس بود را به من دادند تا روحیه‌اش را بدست بیاورد و دیگر احساس نکند که یک مرد هست.اما وقتی من این موضوع مطلع شدم که قربانی شده بودم زمانی فهمیدم که در راهروهای دادگاه،نمیدانستم بخاطر چه گناهی در این راهروها هستم.خانواده‌ای مذهبی داشت پدرش عنوان شمر را یدک میکشید بخاطر حضورش در نقش شمر درتعزیه‌ها،پس دخترش میبایست صدایش بلند نشود و نگوید یک ترنس هست و مرا قربانی کند.

  5. سارا رضایی

    واقعا غم تو دل می شینه وقتی می بینه انقدر ذهن های فاسد در جامعه داریم ترنس ها هم مثل ما هستند باید بهشون میدان داد باید درکشون کرد

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false