جامعه/گفتگو

«حمید زاده» را گروگان گرفتند/ وقتی امام(ره) من را در آغوش گرفت

   شناسه خبر:003618
«حمید زاده» را گروگان گرفتند/ وقتی امام(ره) من را در آغوش گرفت گفتگو , سیاست , سایر حوزه های سیاسی , پیشنهاد سردبیر
حجت الاسلام حمید زاده همان روحانی است که در روز 12 بهمن 1357 نیم ساعت قبل از سخنرانی امام سخنرانی کرد.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری جامعه خبر، حجت الاسلام اکبر حمیدزاده از شاگردان مکتب حضرت امام (ره)، مبارز انقلابی، عضو فعال و موثر در کمیته استقبال حضرت امام (ره) و سخنران پیش از سخنرانی امام(ره) در روز 12 بهمن 57 است.

وی در زمان مبارزات انقلابی 27 ساله بود. در طول این سال ها به 5 سال زندان محکوم و پس از چند ماه به شهر نقده تبعید شد. حمیدزاده پس از فضای باز سیاسی که جیمی کارتر اعلام کرد همراه با حدود 64 نفر زندانی سیاسی در بند رژیم پهلوی مانند آیت الله انواری و مرحوم عسگر اولادی آزاد شد.

حمیدزاده همان شخصی است که در روز راهپیمایی تاسوعا و عاشورای 57 در بالای اتوبوس جمعیت میلیونی را از منزل مرحوم آیت الله طالقانی به سمت میدان آزادی هدایت می کند و قطع نامه می خواند.

در گفتگویی کوتاه با این روحانی انقلابی ابتدا به روز 12 بهمن اشاره کردیم که در پاسخ گفت: تا امام (ره) به جایگاه برسند نیم ساعت سخنرانی کردم که متاسفانه خودم ندارم. آیت الله مطهری و آیت الله صدوقی هم هر کدام یک ربع صحبت کردند. اما فرمایشات امام (ره) که تمام شد من بلندگو را دست گرفته و از امام اجازه گرفتم و گفتم من می توانم دو سه جمله بگویم که خلق الله به عنوان قطع نامه از آن استفاده کنند؟ امام به من اجازه داد و من روی زانوهای خودم در کنار امام نشستم. هشت یا نه ماده تحت این عنوان که زندانیان سیاسی باید آزاد شوند، آزادی قلم و بیان باید تامین گردد، صدور نفت به اسرائیل غاصب باید قطع شود و ... را بیان کردم و آن جمعیت برای هر کدام "صحیح است" می گفتند.

حجت الاسلام حمیدزاده همچنین از خاطره خود پس از انقلاب و غائله مردم گچساران می گوید: اوایل که کمیته انقلاب تشکیل شد در گچساران هم کمیته خانه های منطقه را جذب کرده و گردن کلفت های منطقه عضو کمیته شدند.

مردم برای اعتراض به این کمیته در مسجد جامع متحصن شدند. استاندار هم از منطقه گریخته بود. آن زمان وزیر کشور صباغیان بود. عشایر قشقایی در منطقه هم دست به کارهای مسلحانه می زدند. در این شرایط مرحوم آیت الله مهدوی کنی به من زنگ زد و گفت: شما بروید و تحصن مردم را بشکنید. من هم گفتم با دستور شما نمی روم. امام (ره) باید بگویند. زنگ زدند و گفتند امام می خواهند شما بروید و من با حکم ایشان رفتم.

یادم هست با هلیکوپتر از شیراز وارد گچساران شدیم. عده ای از مردم را برای علت قضیه خواستم و متوجه شدیم که منشا این حرکت آخوندی مسلح بود که برادر امام جمعه گچساران است. دستور دستگیری او را دادم و گفتم او را به زندان عادل آباد شیراز منتقل کنید.

پس از آن به خانه امام جمعه رفتم و طولی نکشید که عشایر مسلح خانه را محاصره کردند و شعار می دادند آقای ما باید آزاد شود. هیچ قصدی جز اجرای فرمایش امام و برگرداندن آرامش نداشتیم. از طرفی هم متحصنین در مسجد به عشایر پیغام دادند اگر اجازه آمدن فرستاده امام به مسجد را ندهید ما به شما حمله مسلحانه می کنیم.

شرایط بدی بود و تصمیم گرفتم بدون سلاح به سمت مسجد بروم. شعارهای کوبنده ای برای آزادی سید می دادند راه باز شد و ما به مسجد رسیدیم. خواسته متحصنین و انقلابیون مسجد، برگشت استاندار، تشکیل سپاه، انحلال کمیته چی ها و خلع سلاح آن ها بود که همه را انجام دادم و صدای تکبیر بلند شد و غائله خوابید.

روزنامه های داخل کشور این ماجرا را با این تیتر منتشر کردند: حمیدزاده را به گروگان گرفتند. پس از آن خدمت امام رسیدم و امام من را در آغوش گرفتند و مرحوم توسلی گفت من ندیدم امام شخصی را چنین در آغوش بگیرد.

اخبار روز را با ما دنبال کنید./

* انتهای پیام/

لینک کوتاه : سید هادی کسایی زاده/ سردبیر سید هادی کسایی زاده/ سردبیر

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
2 + 14 =

پر بازدید ها

آخرین اخبار

گفتگو

گزارش

کالای ایرانی بانک پارسیان دانلود موسیقی بانک سپه دانلود نرم افزار هتل سنتی مهر یزد ایران زمین اپلیکیشن جامعه تبلیغات آموزش خبرنگاری نارنجی قرمز اخبار فوتبال گیف جامعه خبر نارنجی بیماری های خاص ایران اکونومیست ستاد دیه کشور اخبار کانون سردفتران کاریابی رسانه انجمن حمایت زندانیان آموزش خبرنگاری گیفففف