جانبازی که با عصا به "کروبی" حمله کرد

   شناسه خبر:003499
جانبازی که با عصا به گفتگو , جهاد و مقاومت
جانباز دوران انقلاب از روزی می گوید که به دفتر رئیس بنیاد شهید وقت رفت اما درگیری آن روزش پرونده اش را مختومه کرد.

به گزارش پایگاه خبری جامعه خبر، 17 بهمن 1357 روز ماندگار و لحظه تغییر روند زندگی "مجتبی سلیمانی" متولد 1335 است که در آن روزگار، تنها 22 سال بیشتر از بهار زندگی‌اش نمی‌گذشت که با اصابت گلوله به پای چپش از پشت بام خانه سقوط کرد و به گفته خودش از دیدن شور آزادی و جشن انقلاب محروم شد و به مدت یک هفته در کما به سر برد.
این جانباز دوران انقلاب، امروز قریب به 30 سال است هیئت دار عزاداران امام حسین (ع) است که به او به گفتگو نشستیم.

صدای خسته جانباز سلیمانی مانع این می شد تا بتوانم از او سوالات مختلفی داشته باشم. اما جسته و گریخته خودش دوست داشت از خاطراتش بگوید اما در مورد لحظه جانباز شدنش گفت: منافقی به نام علمداری سلاح وارد می‌کرد، او از نیروهای خدمت دیده و ساواکی بود و محل خفای اسلحه‌ها هم در خانه جوار منزل پدری من بود. 

تیمی داشتند که افراد انقلابی را شناسایی و به شهادت می‌رساندند. یک روز هم دوست و همسایه ما پسر حاج آقا لطفی را با گلوله زدند و افتاد وسط حیاط خانه‌ که به همین دلیل امام جماعت مسجد محل که راهنمای ما برای فعالیت‌های انقلابی بود، پس از این اتفاق از من خواست تا دیده بان باشم و وقتی که افراد در خانه مورد نظر تجمع پیدا کردند به ایشان اطلاع دهم. من به عنوان دیده‌بان بودم چون از پشت بام ما تا منزلی که باید تحت نظر می‌گرفتیم 7 خانه بیشتر فاصله نبود، پدرم چون ارتشی بود، با این کارمن خیلی مخالفت می‌کرد.

حتی ازشدت ناراحتی سکته کرد و من از سکته وی خوشحال شدم چون دیگر نمی توانست از کارهایم جلوگیری کند؛ به پیشنهاد حاج آقا چند تا کبوتر خریدم و در پشت بام برایشان قفس ساختم و به بهانه رسیدگی به آن‌ها هر روز روی بام می‌رفتم و کشیک می‌دادم تا روز موعود. حدود ساعت 5 یا 6 بعد از ظهر بود که هوا گرگ و میش شد، همه گروه ساواک محل در آنجا جمع شده بودند.

ناگهان خواهرم صدایم زد بیا پایین شام بخوریم. ولی من منتظر دیده بان دوم بودم و به خواهرم ‌گفتم بهترین کبوترم برنگشته هر وقت برگشت، می آیم. سلیمانی لبخندی بر گوشه لبش می‌نشیند و ادامه می‌دهد: در حالی که من کفتربازی بلد نبودم، بال همه کبوترها را بریده بودم تا از بام خارج نشوند. متوجه نبودم من را می‌بینند؛ ظاهراً وقتی حرکت می‌کردم سرم از پرچین پشت بام بیرون مانده بود و من را زیر نظر گرفته بودند، وقتی پیام را به دیده بان بعدی دادم و خواستم برگردم، پایم را بلند کرده و روی پرچین خانه گذاشتم و ‌خواستم پایین بروم که پایم داغ شد و تعادلم را از دست دادم، آجر کنار دیوار را گرفتم اما از جایش کنده شد و سقوط کردم. دستم را به آنتن روی بالکن گرفتم که آن هم کنده شد. و دوباره به سمت پایین افتادم در طبقه دوم کولر بود با آن برخورد کردم سقف کولر غر شد و به وسط حیات پرتاب شدم. گویا سرم به لبه حوض خورده بود و در کما رفتم و پزشکان به زنده بودن و بعد زنده‌ماندنم امیدی نداشتند اما عمرم به دنیا باقی بود.

7 سانتیمتر استخوان پایم کوتاه شده بود و «امیرسرتیپ احمدی فرد» که شهید شده به من گفت: «برو پرونده تشکیل بده»

مرحوم عسگر اولادی مجروحیتم را تایید کرد تا مدارک را درست کنم. چند سال بعد قرار بود در بیمارستان مصطفی خمینی پایم را عمل کنند و 3 سانتیمتر از کوتاهیش جبران شود. اما آقای "مهدی کروبی" رئیس بنیاد شهید وقت گفته بود "عمل‌های زیبایی" انجام نخواهد شد! و پای من را زیبایی عنوان کرده بود.

از بیمارستان با دو عصای زیربغل رفتم دفتر کروبی ... منشی‌اش گفت جلسه دارد. اعتنایی نکردم و وارد اتاق شدم، سلام کردم که در پاسخ سرش را تکان داد. دردمند و خسته بودم و این حرکت او مرا جری تر کرد و گفتم: آدم حسابی! مگر زبان نداری؟ یا من آدم نیستم که درست جواب سلامم را بدهی؟ آب دهانش را قورت داد و گفت: در دهانم چیزی بود.

من هم پاسخ دادم حالا که بلعیدی، به جای توجیه، جواب سلام من را می‌دادی. خواستم بنشینم که چشمم به فردی افتاد که روی صندلی نشسته بود. به همین دلیل غیرتم اجازه نداد که سکوت کنم. با دو عصا به جان کروبی افتادم و تا می‌خورد و من می‌توانستم زدمش.

بعد حراست آمد و من را برد در انتظامات نگه داشت. آمد و رفت‌ها شروع شد و من پر از استرس و التهاب بودم اما به من می‌گفتند حقش است. بعد از چند ساعت از رفتن کروبی با آمبولانس، صدا زدند: «سلیمانی کیست؟» گفتم منم... اعلام کردند بفرمایید بروید... پس از چند وقت که برای کار اداری دوباره به بنیاد شهید مراجعه کردم دیدم پرونده‌ام بسته شده من هم رفتم دفتر رئیس بنیاد جانبازان وقت، محسن رفیق دوست، رفتم. اما فقط در آخر فقط مرا سر دواندند و کاری هم برایم انجام ندادند./ شهدای اسلام

اخبار روز را با ما دنبال کنید./

* انتهای پیام/

لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
2 + 14 =

پر بازدید ها

آخرین اخبار

گفتگو

گزارش

کالای ایرانی بانک پارسیان دانلود موسیقی بانک سپه دانلود نرم افزار هتل سنتی مهر یزد ایران زمین اپلیکیشن جامعه تبلیغات آموزش خبرنگاری نارنجی قرمز اخبار فوتبال گیف جامعه خبر نارنجی بیماری های خاص ایران اکونومیست ستاد دیه کشور اخبار کانون سردفتران کاریابی رسانه انجمن حمایت زندانیان آموزش خبرنگاری گیفففف