جامعه خبر/ گفتگو

باشگاه ارتش از «استقلال» و «پرسپولیس» بهتر است/ معرفی تکاوران حرفه ای!

   شناسه خبر:003495
باشگاه ارتش از «استقلال» و «پرسپولیس» بهتر است/ معرفی تکاوران حرفه ای! گفتگو , جهاد و مقاومت , سیاست , امنیتی دفاعی , پیشنهاد سردبیر
به جرئت می گویم که باشگاه فرهنگی ورزشی نیروی زمینی بزرگترین باشگاه کشور است و هیچ یک از باشگاه ها به خصوص "استقلال" و "پیروزی" هم به گستردگی باشگاه فرهنگی ورزشی نیروی زمینی نیستند.

پایگاه خبری جامعه خبر/ سارا آقارضایی-سید هادی کسایی زاده/ ریش های سفید و موهای کوتاه با آرایشی کاملا متفاوت همانند سایر فرماندهان ارتش همراه با جسمی ورزیده و ورزشکار در لباس چریکی هیبت فرمانده سابق نیروی زمینی و جانشین فعلی ارتش جمهوری اسلامی ایران را برای آنهایی که او را برای نخستین بار از نزدیک مشاهده می کنند به نمایش می گذارد. اما وقتی چند دقیقه با تکاور ارتشی که روی شانه هایش درجه سرلشکری است گفت وگو می کنی، می بینی چقدر شخصیت فرهنگی و اجتماعی دارد. انگار او را سالهاست که می شناسی ...

فوتبالیست دیروز کوچه پس کوچه های جنوب ایران و بسکتبالیست باشگاه "پاس" این روزها فرمانده با اقتدار ارتش جمهوری اسلامی ایران است و امیر احمدرضا پوردستان در یک گفت وگوی کوتاه با جامعه خبر نکات جالبی را بیان می کند. 

*در ابتدا از دوران نوجوانی تان برایمان بگویید. آیا در آن دوران به ارتش و نیروی زمینی فکر می کردید و تا چه اندازه از لحاظ جسمانی آماده بودید ؟

- امیرپوردستان: قبل از اینکه وارد ارتش شوم، یعنی از همان دوران نوجوانی ورزش را حرفه ای شروع کردم. در موضوع فوتبال باید بگویم که فوتبال را در باشگاه دست دوم  بانک ملی و بسکتبال را هم در باشگاه پاس که یکی از باشگاه های منتخب اهواز بود ادامه دادم که البته در بسکتبال موفق تر از فوتبال بودم. البته در کنار این ورزش ها در بوکس هم کار می کردم.
چون یک نیروی نظامی از لحاظ جسمانی باید پخته باشد و به همین دلیل این ورزش ها بی تردید از همان دوران کودکی و نوجوانی به من کمک زیادی  کرد.

*آیا از ابتدا علاقه‌مند ورود به دانشگاه افسري و انتخاب شغل نظامي‌ بودید؟
-من علاقه زيادي به نظامي شدن داشتم. آن موقع لشكر 92 در اهواز هر ساله يك نمايشگاه از تانك‌هاي چيفتن، توپ‌هاي پدافند هوايي، به همراه عكس‌هايي از رژه سربازان برپا مي‌كرد. بازديد از اين نمايشگاه مزيد بر علت شد و علاقه من به شغل نظامي‌گري شدت بيشتري يافت. از طرفي ديگر، جنگ هم اين ضرورت را بيشتر كرد؛ يعني همه جوان‌هايي كه نَفَس گرم امام(ره) را حس کرده بودند، دوست داشتند به نوعي وارد عرصه نظامي‌گري شوند. بنده هم براي عقب نماندن از قافله، بر آن شدم تا وارد سپاه شوم، ولي به دلیل اينكه تعداد متقاضي‌ها زياد بود، سپاه اعلام كرد كه پذيرش ندارد و تنها نفراتي را كه داراي تخصص‌هاي ويژه هستند، پذيرش مي‌كند. وقتي نتوانستم وارد سپاه شوم، برای اینکه در عرصه جنگ حضور داشته باشم به سربازي رفتم.

*چه زمانی وارد دانشگاه افسري شديد؟
- آبان ماه سال 1359 موفق به ورود به دانشگاه افسري شدم.

* ازدوره های آموزشی در دانشگاه افسری بگویید؟
دوره های آموزشی این دانشگاه ساده نیست، چرا که این دوره ها شامل تکاوری درمکان و  شرایط سخت است. نیروهای نظامی باید درسرما و گرما دراردوهایی در کویر و جنگل دوره ببیند و به اعتقاد من، یک نظامی تا این دوره ها را نگذراند، نمی تواند با سختی ها مبارزه کرده و پخته شود.

*بسیاری از مردم از تکاوری تنها به شواهد خود در فیلمهای هالیوودی بسنده می کنند واقعا تکاوری چیست؟
تکاوری یک کلمه عام است که با نام لاتین رنجر تعریف می شود. ما یگان های نیرو مخصوص داریم برای مثال در حال حاضر تیپ (65)نیروهای هوا و دریا هستند و از نیرو ها هرکدام مختص یک مهارت تکاوری هستند. برای مثال، تعدادی از نیرو ها چتر باز، غواص و تعدادی هم در بخش رنجری در کوهستان وصخره نوردی و تک تیراندازی مشغول به خدمت هستند.

*گاهی در برخی از فیلم های هالیوودی دیده می شود که یک رنجر تمام فنون را اجرا می کند. آیا در ایران هم افرادی هستند که مهارت تمامی فنون رنجری را داشته باشند؟
این کاری که در فیلم های غربی انجام می شود، بیشتراز هر چیزی عملیات روانی است و کمتر کسی است که تمام فنون را مسلط باشد. اما در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و خصوصا در نیروهای هوا و دریا یکسری افراد خاص وجود دارند که قادرند در شرایط سخت و در ماموریت های ویژه قابلیت های بسیاری را از خود نشان دهند.

*مدتی است شایعاتی مبنی بر آموزش دوره های رنجر های ایرانی در لبنان و خارج از کشور وجود دارد این تا چه حد  صحت دارد؟
با توجه به اینکه تعاملات آموزشی با سایر کشورها نداشتیم، به همین دلیل این دوره ها تا کنون درکشور برگزار شده است. عمده دوره هایی که نیروهای ما برای آن به خارج از کشور اعزام شده اند دوره های صلح بانی و حافظ صلح است که اگر سازمان ملل یگان حافظ صلحی از ما درخواست کرد، نیروی مهارت دیده و پخته را برای این کار داشته باشیم.

*آیا دوره رنجری را به صورت خصوصی برای شهروندان علاقه مند هم ارائه می دهید؟
 نیروی زمینی کانون ورزش های نیروهای مسلح است و من به جرئت می گویم که باشگاه  فرهنگی ورزشی نیروی زمینی بزرگترین باشگاه کشور است و به جرئت می توان گفت که هیچ یک از باشگاه ها به خصوص "استقلال" و "پیروزی" هم به گستردگی باشگاه فرهنگی ورزشی نیروی زمینی نیستند.

دلایل آن هم بسیار روشن است. زیرا اگر ورزش های عمومی را در نظر بگیریم یک جمعیت 100 هزار نفری هر صبح و عصر در پادگان ها مشغول ورزش هستند و اگر ورزش تخصصی را در نظر بگیریم متوجه می شویم که باشگاه فرهنگی ورزشی نیروی زمینی در 15 لیگ حضور دارد. این ورزش هم برای خواهران و هم برادران است و اگر توجه کنیم خانم "الهه احمدی" که یکی از مدال آور ترین بانوهای کشور در المپیک گذشته بود، عضو باشگاه فرهنگی و ورزشی نیروی زمینی بوده است. در حال حاضر هم درب این باشگاه برای تمامی افراد باز است و با توجه به اینکه اکثر پادگان های ما در مناطق محروم قرار گرفته، این فضا برای اهالی این مناطق فراهم است تا بتوانند از این بستر استفاده کنند.

*در دانشگاه افسري براي افسر شدن بايد يك سري دوره‌هايي را گذراند و شما در آن مرحله براي گذراندن اين دوره‌ها از جنگ دور مي‌شديد، با اين موضوع چطور كنار آمديد؟
آموزش‌هاي دانشگاه افسري در قالب‌هاي تئوري، عملي و ميداني بود. خدا رحمت كند شهيد صياد شيرازي راكه بعد از شهادت شهيد نامجو هم فرمانده نيروي زميني بود و هم فرمانده دانشگاه افسري. دغدغه اين شهيد بزرگوار اين نبود كه دانشجوي دانشگاه افسري فقط دوره ببيند، بلكه هميشه مي‌گفت كه دانشجوي دانشگاه افسري بايد براي «جنگ تربيت شود واز اين رو، اردوهاي ما در مناطق جنگي برگزار مي‌شد؛ يعني ما اصلاً با جنگ بيگانه نبوديم. تا اينكه در سال 1362 هم عملاً به عنوان فرمانده گروهان وارد جبهه‌هاي جنگ شدم.

*اولين عملياتي كه شما در آن تحت عنوان «فرمانده گروهان» شركت كرديد، كدام عمليات بود؟
اولين عملياتی که من به عنوان فرمانده گروهان در آن شرکت کردم، عمليات "والفجر 8" بود كه در منطقه پاسگاه زيد انجام شد، اين عمليات يك عمليات بسيار سخت بود و به قولی، يكي از ناگفته‌هاي جنگ به شمار مي‌رود.

 *چند يگان از نيروي زميني در اين عمليات وارد عمل شده بودند؟
چهار لشكر نيروي زميني ارتش از شلمچه تا طلائيه، در يك عمليات بسيار گسترده و پاسگاه رعد نيروي هوايي و پايگاه عملياتي هوانيروز و حدود يك هزار قبضه توپ در قالب 50 گردان توپخانه نيروي زميني ارتش هم در عمليات والفجر 8 شركت داشتند.


*شنیدیم که شما از جانبازان دوران دفاع مقدس هستید، علت جانباز شدنتان چه بود؟

در عمليات والفجر 8، يگان ما يك گروهان «خط ‌شكن» بود و خيلي آسيب ديد؛ تا جايي كه از آمار 150 نفري كه بالاي صد درصد سازمان‌ دهي شده بود، فقط يك سوم باقي مانده بودند. مسيري كه ما عمليات را در آن انجام مي‌داديم، مسير خيلي بدي بود و عملاً در يك معبر نيم متري پيشروي مي‌كرديم. درحالي كه عراقي ها تمامي تمهيدات دفاعي را پيش‌بيني كرده بودند. يعني تيربارهاي پدافند 23 ميلي‌متري را همان جا در سطح زمين گذاشته بودند، به گونه‌اي كه تصور مي‌كرديد ريسه‌هاي لامپ را روي زمين كشيده باشند. در اين شرايط و فضاي بدی که  بود ما توانستيم سنگرهاي نيروهاي تأمين دشمن را تسخير كنيم تا يگان بعد از ما از خط عبور كنند.

 با توجه به آسيبي كه يگان ديده بود، ما را به جزيره مجنون منتقل كردند و به عنوان گروهان احتياط گردان، در خط مستقر شديم. من طبق عادت، هر روز به افراد در خط سركشي مي‌كردم. در يكي از سركشي‌ها بعد از اتمام کار، سوار جيپ شدم تا برگردم. سربازي آمد و گفت: «من يك برادر ديگرم سرباز است و زخمي شده؛ مي‌خواستم اگر شما اجازه بدهيد به مرخصي اعزام شوم!» من هم موافقت کردم و شروع به نوشتن اسم سرباز در دفترامور روزانه‌ام کردم که  ناگهان متوجه شدم دفترم پر از خون شده است. به سربازي كه از من مرخصي درخواست كرده بود، نگاه كردم. ديدم روي زمين افتاده است! برگشتم و به راننده نگاه كردم؛ ديدم او هم روي فرمان جيپ افتاده است! يك لحظه احساس كردم دست راستم قطع شده است. خودم را دولا دولا به اولين سنگر بچه های سپاه كه حد سمت راست ما بودند، رساندم. سرم را داخل سنگر كرده و درخواست كمك كردم و بعد از هوش رفتم. وقتي چشمم را باز كردم، ديدم اهواز هستم ومرتب من را به چپ و راست مي‌چرخانند و عكس مي‌گيرند، چون تركش‌هاي زيادي درجمجمه‌ام گير كرده بود.

*در دوران جنگ فرماندهانی بودند که صدام برای کشتن و آوردن سر آن ها جایزه گذاشته بود و بسیار ترس و وحشت را بر دل فرماندهان عراقی انداخته بودند این افراد چه کسانی بودند؟
در آن زمان تیپ 23، نیروهای ویژه ای داشت وبا یک مجموعه و یکسری از بچه های سپاه تحت عنوان "قرارگاه حمزه" کار می کردند که ماموریت این افراد برون مرزی بود و این فعالیت ها در آن سوی مرزها صورت می گرفت. یعنی کاراین افراد شناسایی مراکز تجمع منافقین و در صورت نیاز وارد کردن ضربه به این گروه ها بود.
ضمن اینکه  یکی از وظایف آنها جذب نیروهای محلی بود وبه تعبیر دیگر یکسری از افراد محلی را جذب می کردند و آن ها را به کار می گرفتند که عمدتا در شمال غرب بودند. "شهید شهرام فر" که در شمال غرب کشور فعالیت می کرد در کنار شهیدان سرلشگرآبشناسان و سرلشگررستمی که در کنار شهید چمران به شهادت رسیدند از جمله رنجرهایی بودند که نامشان وحشت به دل دشمن انداخته بود.

*شما به عنوان فرمانده نظامی چقدر دغدغه دفاع مقدس و حفظ ارزش‌هاي آن را دارید؟
بحث نظام جمهوري اسلامي ايران، در جايگاه خود يك بحث بسيار كليدي و حياتي است. هرچقدر كه نظام اهميت دارد، طبيعي است كه دغدغه‌هاي ما هم به همان اندازه بيشتر مي‌شود. احساس من اين است كه ما ارزش‌هاي دفاع مقدس را بايد به نسل هاي بعدي منتقل كنيم؛ يعني همان ارزش‌هايي كه حضرت امام(ره) براي ما تبيين و ترسيم كردند. ما براي مقابله با تهديداتي كه از ابتداي انقلاب وجود دارد ، بايد خودمان را آماده كنيم. اين كار با انتقال روحيه حماسه، رشادت و ايثار هشت سال دفاع مقدس به نسل‌هاي بعدي امكان‌پذير مي‌شود.

من هم تلاش كردم كه در مجموعه نيروي زميني، در حد بضاعت اين كار را انجام دهیم؛ چرا كه خيل عظيمي از نيروهاي حاضر در نيروي زميني را جوانان «نسل سومي» كه مشغول طي خدمت وظيفه هستند، تشكيل مي دهند. بنابراين اولين رسالت و مأموريت ما انتقال فرهنگ ايثار، رشادت و حماسه سال‌هاي دفاع مقدس به اين جوانان است تا جوانان ما با اين روحيه، آمادگي پيدا كنند كه اگر خداي نكرده، یک روز تهديدي علیه كشور به وجود آمد، بتوانند مقابله كنند.

در رابطه با مظلوميت نيروي زميني و مغفول ماندن نقش آن در جنگ، ناگفته‌هاي زيادي وجود دارد كه اگر بازخواني و به مردم گفته شود، مردم عظمت كار نيروي زميني در جنگ را بيشتر درك خواهند کرد. البته اين عظمت مختص نيروي زميني نيست؛ بلكه شامل همه نيروها مي‌شود؛ هوايي، دريايي، سپاه و بسيج هم از اين قاعده مستثني نيستند.
ما در مورد جنگ، كتاب‌ها، مقالات، سخنراني‌ها و همايش‌هاي زيادي داشته‌ايم، اما واقعيت این است كه حق آن رزمندگان به خوبي ادا نشده و عظمت كاري كه در هشت سال دفاع مقدس انجام داده‌اند، را نتوانسته‌ايم به خوبي بيان كنيم. من در اينجا بايد گوشه‌اي از فعاليت‌هاي نيروي زميني را بيان كنم. شايد از اينكه عراقي‌ها در روزهاي اول جنگ توانستند قسمت‌هايي از خاك ما را اشغال كنند، به عنوان يكي از نكات منفي ياد ‌شود، اما من آن دوران را «نقطه اوج» فعاليت‌هاي اين نيرو و يك حركت بسيار ارزشمند در آن مقطع حساس مي‌دانم؛ چرا كه در خرداد و تيرماه سال 1358، درگيري‌هاي مرزي شروع شد، برابر طرحي مدون، يكان‌هايي از لشكر 92 و 81، در مرز مستقر شدند و پاسگاههاي ژاندارمري را تحت كنترل عملياتي خود درآوردند. با اوج‌گيري اين درگيري‌ها يك گردان از تيپ 84 خرم‌آباد و يك گردان از تيپ 37 زرهي شيراز هم در كنار اين مدافعان مرز قرار گرفتند، درصورتي كه اين گردان‌ها عده كافي نداشتند.

چرا كه شرايط آن موقع جنگ و سوء‌ مديريت بني‌صدر و نقل‌وانتقالات بي‌رويه، بعضي از لشكرها را دچار كمبود نيرو كرده بود؛ به طوري كه حتي لشكر 92 براي حركت تانك‌هاي خود خدمه كافي نداشت. در آن شرايط اين يگان‌ها با پنجاه درصد توان رزمي خود در نوار مرزي مستقر شدند و يك لايه دفاعي را تشكيل دادند كه هيچ‌گونه پشتيباني نداشت و با اين عده، در مقابل ارتشي ايستاد كه تا بن دندان مسلح بود. صدام حسين 10 سال، روي ارتش بعث كار كرده بود، به‌طوري كه در آغاز جنگ داراي دوازده لشكر زرهي و مكانيزه در پناه بالگردها و هواپيماهاي جنگنده بود. عراق، با تمام قوا به اين لايه دفاعي كم تعداد لشكرهاي ما حمله كرد، اما اين لايه دفاعي كاملاً مستحكم بود و  توانست ارتشي را متوقف كند كه آمده بود سه روزه تهران را فتح کند!

*تصاویر شما بعضا در کنار برخی هنرمندان، بازیگران دیده می شود دلیل ارتباط شما با این گروه چیست؟
من علاقه مندم تا واقعیت دفاع مقدس را به مردم نشان دهم. شاید تا دیروز ما درگیر جنگ و دفاع مقدس بودیم و امکان ارائه این مطلب به مردم را نداشتیم. ارتش ما هم یک ارتش مردمی است و هنرمندان هم بخشی از این مردم هستند و به اعتقاد من، ما باید با این قشر ارتباط برقرار کینم چرا که این هنرمندان هستند که باید به گونه ای اقتدار ما برای مردم را به نمایش بگذارند.

* 180 شهید و 200 جانباز در طرح مین زدایی اعلام شده آیا به نظر شما علت شهادت این افراد می تواند به روز نبودن تجهیزات و لباس مین زدا ها باشد؟
ازسال 67 کار پاکسازی مناطق مین آغازشد که در سال های اول تجهیزاتی نداشتیم و علاوه بر این،  شرایط جوی باعث می شد تا خاک مین را با خودش جابه جا کند و همچنین موجب می شد که جای مین با نقشه های اولیه ما همخوانی نداشته باشد وبه همین دلیل مین ها بعد از گذشت سال ها حساس شده اند. ما در سه سال اخیر اصلا شهید نداشتیم و تنها مجروح داشتیم و این نشان می دهد که تجهیزات دراختیارافراد قرار داده شده است.

*در حال حاضرهم وضعيت نيروهاي مسلح ما را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

امروز نيروهاي مسلح ما علاوه بر اينكه همانند دوران دفاع مقدس، همان روحيه شهادت‌طلبي و ‌ايثار و فداكاري را دارند، تجربيات ارزنده‌اي هم از آن دوران به دست آورده‌اند كه این اقتدار نيروهاي مسلح ما را بيشتر از گذشته نمايان كرده است. تجربياتي از قبيل اينكه چگونه از زمين و تجهيزات استفاده كنيم و با دشمنان همطراز چگونه بجنگيم. همچنين جنگ اول و دوم خليج فارس،  بسيار خوبي براي ما بود تا به تجربه فضاي جديدي وارد شده و از خود يك چهره كارآمد و آماده‌تر بسازيم، نيرويي كه مي‌تواند در مقابل هرگونه تهديد بايستد. تصور نكنيد من اين مطلب را به خاطر اينكه خودم جزو نيروهاي مسلح هستم، عرض مي‌كنم يا اينكه يك مطلب شعاري باشد كه بخواهم حالت بازدارندگي در دشمنان ايجاد كنم. نه، بلكه واقعيتي است كه تمام دشمنان ما هم به آن اذعان دارند و امروز به اين نكته پي برده‌اند كه نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران، هم در بُعد سخت‌افزاري و هم در بُعد نرم‌افزاري از توانمندي دفاعي بسيار بالايي برخوردار هستند.

 

شهدای اسلام

اخبار روز را با ما دنبال کنید./

* انتهای پیام/

لینک کوتاه : سید هادی کسایی زاده/ سردبیر سید هادی کسایی زاده/ سردبیر

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
2 + 14 =

پر بازدید ها

آخرین اخبار

گفتگو

گزارش

کالای ایرانی بانک پارسیان دانلود موسیقی بانک سپه دانلود نرم افزار هتل سنتی مهر یزد ایران زمین اپلیکیشن جامعه تبلیغات آموزش خبرنگاری نارنجی قرمز اخبار فوتبال گیف جامعه خبر نارنجی بیماری های خاص ایران اکونومیست ستاد دیه کشور اخبار کانون سردفتران کاریابی رسانه انجمن حمایت زندانیان آموزش خبرنگاری گیفففف