×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  شنبه - ۲۹ دی - ۱۳۹۷  
false
true
نقدی بر فیلم «مارموز»| این فیلم ضعیف فقط برای درآمد بود!

پایگاه خبری جامعه خبر| سید هادی کسایی زاده| از ۲۰ فیلم سینمایی ساخته کمال تبریزی مردم ایران بیشتر او را با فیلم های مارمولک و لیلی با من است می شناسند علت آن هم حرکت بر روی خط قرمزهای انقلاب و ارزش ها بوده به نحوی که در فیلم لیلی با من است برای نخستین بار فیلمی طنز از دفاع مقدس ساخته می شود که ماجرای رزمنده ای (فیلمبردار) است که نمی خواهد به جبهه برود و درآخر زورکی جانباز می شود و در فیلم مارمولک او ماجرای دزدی را به تصویر می کشد که بالاجبار لباس روحانیت برتن کرده و با ادبیات خاص و برخی حرکات طنزموقعیت ایجاد می کند که نقش اول هر دو فیلم را پرویز پرستویی بازی کرده است.

طعم شیرین خیال و امکان مینا دو کار آخر این کارگردان نتوانست برای کمال تبریزی آبروی قبل را حفظ کند اما او تصمیم میگیرد دوباره به سوی ساخت فیلم طنز و روی خط قرمز ارزش های اجتماعی و سیاسی حرکت کند. فیلم مارموز که ابتدا نامش خودسر بود و مشاوران اقتصادی کار نام مارموز را در کنار مارمولک برای او انتخاب کردند داستان جوانی به اصطلاح خودسر تندرو انقلابی است که آرزو دارد نماینده مجلس شود و بر حسب اتفاق حزب مخالف او وی را بعنوان کاندیدای مجلس معرفی می کنند.

در این فیلم حزب اصولگرا را با رنگ قرمز و اصلاح طلبان با رانگ آبی معرفی می شوند. کاملا مشهود است که کمال تبریزی برای ساخت این فیلم هزینه یا وقتی برای نوشتن فیلمنامه نداشته و محتوای فیلم با برخی طعنه ها و طنزهای موقعیت بی حاصل به پایان می رسد.

بازیگر نقش اصلی فیلم (حامد بهداد) به نام قدرت صمدی مجرد و همراه با پسرهمسایه در زیرزمین یک خانه زندگی می کنند. قدرت دوستان زیادی دارد که با دیدگاه افراطی او در برخورد با بدحجابی و فساد همسو هستند و او را همراهی می کنند. تراشیدن موی سر پسران موبلند و انتقاد از عملکرد مسئولان و دعوا و درگیری در دانشگاه شخصیت تندرو قدرت را نشان می دهد. قدرت که قصد برهم زدن یک کنسرت مختلط موسیقی را دارد ناخواسته قهرمان شده و مانع کشته شدن وزیر ارشاد و شهروندان از یک بمبگذاری می شود و در اصطلاح، فیلم فریادهای او برای خارج کردن مردم از سالن کنسرت (قصد قدرت برهم زدن کنسرت بود و فریاد می زد بم بمب …. مردم از سالن خارج شوند اما در عمل واقعا بمب گذاری شده بود و خودش خبرنداشت) در فضای مجازی منتشر شده و تبدیل به سلبریتی می شود..

قدرت صمدی که در این فیلم نیروی تندرو اصولگرا و خودسر را بازی می کند در عمل او اصلا اصولگرا نیست چون وقتی تیم آبی ها یعنی اصلاح طلبان به دنبال چهره جدید هستند تا مردم به او رای دهند سراغ قدرت صمدی می روند. (ناخواسته فیلم نامه شما را به دو شخصیت اینچنینی متصل می کند. یکی محمود احمدی نژاد بعنوان نیروی انقلابی اصولگرا که در اواسط دولتش سفره خود را از اصولگرایان جدا می کند و دوم حسن روحانی شخصیت اصولگرا که در تیم اصلاح طلبان وارد شده و با رنگ آنها برنده انتخابات می شود.)

قدرت حتی موقعی که دارد سخنرانی یا صحبت می کند اصطلاحات سیاسی را به درستی نمی تواند بیان کند یعنی اینکه او هیچ شناختی از سیاست ندارد. در طول فیلم شخصیت های سیاسی در اتاق های در بسته فکر می کنند و تمامی تصمیم گیری ها برای رسیدن به قدرت و بازی سیاسی است و هیچ کجا نامی از مردم به میان نمی آید و حتی برنامه ای هم ندارند ارائه کنند و فقط به دنبال رو کردن چهره های جدید یا سلبریتی هستند. برای همین به سراغ قدرت می آیند چون نان در معروفیت میان اقشار جامعه است. (باز هم کنایه فیلم به ورزشکاران و خوانندگانی است که اینطور با رای مردم وارد شورای شهر شدند) حضور شخصیتی تندرو و شوت از نظر سیاسی و ورود آن به عرصه سیاست تصویر کاملی از فعالیت های سیاسی در ایران است.

در پایان وقتی قدرت صمدی از چشم مردم می افتد حامیان سیاسی او هم وی را تکذیب می کنند و سرانجام قدرت به دلیل جرمی که مرتکب شده وارد زندان می شود.

کمال تبریزی داستان و سوژه خوبی را در این فیلم پرداخته اما نگارش فیلمنامه بسیار ضعیف است و می توانست موقعیت های سیاسی و طنز بیشتری را از واقعیت های سیاسی ایران به تصویر بکشد. تصور می شود کمال تبریزی خواسته از نام خود گیشه سینما را از آن خود کند و نامش را برای کسب درآمد به حراج بگذارد چون از او بعید بود که کاری در عرصه طنز سیاسی بسیار ضعیف تر از مارمولک ارائه کند.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false