عکس/ ننه طاهره؛ شیرین ترین گزارش خبری «سید هادی کسایی زاده»

   شناسه خبر:0013366
عکس/ ننه طاهره؛ شیرین ترین گزارش خبری «سید هادی کسایی زاده» فرهنگ , خبرنگاران , جهاد و مقاومت , پیشنهاد سردبیر , گزارش
در میان گزارش های تلخ و شیرینی که داشتم شاید بتوان شیرین ترین گزارشم را روایت زندگی ننه طاهره عنوان کرد.

پایگاه خبری جامعه خبر/ سید هادی کسایی زاده: تیرماه 1395 بود. یک روز عصر از خبرگزاری (آن سال دبیر ارشد خبرگزاری موج بودم) به خانه آمدم. تلفن همراهم زنگ خورد و مثل همیشه چون ناشناس بود برنداشتم. (البته این کار درستی نیست اما اینقدر درخواست هست که مجبورم). این شماره ناشناس 15 بار دیگر تماس گرفت تا بالاخره برداشتم. فردی به نام خانم غفارپور بود که خودش را خواهر همسر یک جانبازی معرفی کرد که من قبلا با او مصاحبه داشتم.

گفتم بفرمائید در خدمتم.

گفت: شما آقای کسایی زاده هستید ...؟

گفتم: بله بفرمائید ...

گفت: یک مادر شهیدی در شهرستان بهارستان واقع در منطقه صالحیه در وضعیت خیلی بدی زندگی می کند. وقتی شنیدم به سرعت لباس تن کردم و دوربین عکاسی را برداشتم خودم را به آدرس رساندم. راه واقعا دور بود اما در طول ساهای خبرنگاری یاد گرفتم وقتی شهروندی کمک نیاز دارد و به خصوص خانواده ایثارگر باشد نباید معطل کرد.

همراه با خانم غفارپور و همسرش به خانه مادر شهید رفتیم. چشمتان روز بد نبیند. صحنه بسیار اسفباری دیدم. اتاق سیاه و دود گرفته و پسر این مادر در حال استعمال تریاک بود. ظرف های نشسته، بوی ادرار، بدون کولر و یخچال، غذای ته مانده، سوسک و غیره ... اما من بیشتر به تصویر شهید که روی دیوار نصب شده بود خیره شده بودم.

خانم همسایه گفت: من در خواب شهید را دیدم که به من گفتند با میهمان جدید مشکل مادرم را حل کنید ... و من دوباره به عکس خیره شدم.

بر اساس اصول خبرنگاری تمامی اسناد و مدارک مادر شهید را بررسی کردم و بعد از خانه خارج شدم. نمی توانستم وضعیت را ببینم. تنها چیزی که برداشتم عکس شهید بود چون می خواستم اول مانع خراب شدن عکس شوم ... قطعا برای مادر ارزش داشت. بعد از اینکه کمی خورد و خوراک برای مادر شهید خریدم به سرعت به تهران بازگشتم. در طول مسیر فکر می کردم چطور باید کمک فوری کرد؟ چه نهادی؟ چه کسی؟ هرچه فکر کردم دیدم در ایران هیچ نهادی بی منت کمک نمی کند. مثلا بخواهم اورژانسی کاری انجام دهم کمیته امداد یا بنیاد شهید و هر نهاد دیگری عمرا وارد شوند و بروکراسی اداری خودش را دارد ...

با استاندار تهران (سید حسین هاشمی)، حجت الاسلام حسنی (قائم مقام وقت بنیاد شهید)، برخی اعضای شورای شهر و ... برای کمک تماس گرفتم که آقای حسنی خوشبختانه پیگیر پرونده شدند.

همان شب رئیس بنیاد شهید بهارستان با من تماس گرفت و موضوع را گفتم. و قرار شد پیگیری کنند ...

وقتی از نظر مالی هیچ مسئولی وارد میدان نشد موضوع را در گروه تلگرامی خبرنگاران پایتخت مطرح کردم. خبر دست به دست شد و حدود 7 میلیون تومان توانستم پول جمع کنم. یادم هست 13 بار مسیر تهران تا بهارستان را رفتم و آمدم. ابتدا تمام وسایل مادر شهید یا همان ننه طاهره را دور ریختیم. خانه را رنگ کردیم و اتاق مادر را کاغذ دیواری خارجی ضد آب ...

تخت، تلویزیون، میز، کابینت، آبگرمکن، کولر، وسایل آشپزخانه، اجاق گاز، ساعت دیواری، موکت و هر چه نیاز بود تهیه کردیم. البته دست تنها هم نبودم و برخی خبرنگاران (سعیده حسن خانی خبرنگار سیاسی و دبیر سایت سازمان برنامه و بودجه استان تهران- راضیه آقایی و محبوبه بابارحیم از باشگاه خبرنگاران و خانواده خانم غفارپور) هم کمک می کردند. کارمن شده بود به سرانجام رساندن این گزارش و گاهی شب ها تا 12 شب خانه ننه طاهره بودم.

بعد از پایان کار قرار شد جشن بگیریم و جالب این بود که روز پایان کارما درست مصادف با 17 مرداد روز خبرنگار بود. شهرام فرهادی خبرنگار شبکه خبر هم ما را همراهی کرد و این جشن در خانه ننه طاهره از شبکه خبر پخش شد.

ماجرای ننه ظاهره این بود که این مادر شهید با حرف و سخن همسایه ها در دهه 60 فکر می کرد گرفتن حقوق از بنیاد شهید و ثبت نامش بعنوان مادر شهید به نوعی انگار خوردن خون شهید است و برای همین هیچ وقت به بنیاد شهید مراجعه نکرد. بعد از اینکه از همسرش جدا می شود (وقتی فرزندش کوچک بود) پسرش (شهید) زیر دست نامادری بزرگ می شود و بعد از شهادت نام نامادری در پرونده بنیاد شهید ثبت می شود.

بنیاد شهید بهارستان پرونده را بررسی کرد و در نهایت نام ننه طاهره بعنوان مادر «شهید علی سیفی» ثبت شد و شامل حقوق و خدمات بنیاد شهید شد.

این گزارش برای من خیلی شیرین بود. چون در مدت کوتاهی نوشتم و تا ته گزارش رفتم تا به نتیجه برسد. نباید هیچ گزارشی را رها کرد چون ما کارگر رسانه نیستیم بلکه خبرنگاریم و به کارمان تعهد داریم. اول به خودم و بعد به همکارانم می گویم که باید عاشق کار خبرنگاری باشید. این عشق قطعا شما را به سعادت می رساند چون خبرنگاری واقعا کار رسالتی انبیا است. با اینکه دستم خالی بود با کمک خود خبرنگارها وارد شدیم و توکل به خدا موجب شد تا این گزارش هم به نتیجه برسد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

* ماجرای خبرنگاری که پرونده «پدیده شاندیز» را رسانه ای کرد

* ماجرای خبرنگاری که پرونده «محمدرضا رحیمی» را رسانه ای کرد

* ماجرای مصاحبه «خبرنگار واشنگتن پست» با سید هادی کسایی زاده

*آموزش خبرنگاری/سبک خبرنویسی «وال استریت ژورنال»

* گزارش تصویری/ حضور سردبیر «جامعه خبر» در هم اندیشی خبرنگاران «جم»

* خبرنگاران ایرانی «پاپاراتزی» نیستند اما ...!

* بهترین و بدترین تیتر روزنامه ها پس از تشییع پیکر آیت الله هاشمی

* 15روزنامه زشت ایران/ مدیرهنری، گرافیست و سردبیر ندارید؟

* رزومه/ سید هادی کسایی زاده خبرنگار و روزنامه نگار - تهران

*مردم ایران بدانید؛ خبرنگاران ایرانی چقدر حقوق می گیرند؟

* آموزش خبرنگاری؛ 10 خبری که خبرنگاران نباید منتشر کنند

* انتهای پیام/

لینک کوتاه : سید هادی کسایی زاده/ سردبیر سید هادی کسایی زاده/ سردبیر

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
2 + 14 =

پر بازدید ها

آخرین اخبار

گفتگو

گزارش

محیط زیست شهرداری تهران بانک پارسیان دانلود موسیقی بانک سپه دانلود نرم افزار هتل سنتی مهر یزد ایران زمین اپلیکیشن جامعه تبلیغات آموزش خبرنگاری نارنجی قرمز اخبار فوتبال گیف جامعه خبر نارنجی بیماری های خاص ایران اکونومیست ستاد دیه کشور اخبار کانون سردفتران کاریابی رسانه انجمن حمایت زندانیان آموزش خبرنگاری گیفففف