جان بولتون تاکید کرد

لزوم لغو برجام از سوی ترامپ/اوباما عامل کاهش تاثیرگذاری آمریکا

   شناسه خبر:001174
لزوم لغو برجام از سوی ترامپ/اوباما عامل کاهش تاثیرگذاری آمریکا جهان
جان بولتون، سفیر اسبق آمریکا در سازمان ملل در یادداشت اخیر خود، ضمن انتقاد تند و شدید از دولت اوباما در طول هشت سال ریاست جمهوری خود، سیاستهای پیشنهادی خود به ترامپ را تشریح کرد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی جامعه خبر، جان بولتون، ضمن انتقاد تند و شدید از دولت اوباما در طول هشت سال ریاست جمهوری خود، سیاستهای پیشنهادی خود به ترامپ را تشریح کرد. در ادامه متن کامل این یادداشت را مرور خواهیم کرد:

 کاهش تاثیرگذاری جهانی آمریکا، کسری بودجه اسفناک در بخش نظامی و توانایی جاسوسی اطلاعاتی و افزایش نگرانی ها در میان متحدین قدیمی این کشور در خصوص فهم واشنگتن از تهدیدات بین المللی از جمله میراث سیاست خارجی «باراک اوباما» به حساب می آید. نتیجه آن هم ایجاد جهانی مملو از اشاعه تسلیحات هسته ای و رشد رادیکالیسم اسلامی بود.

یک دلیل وجود دارد که ثابت می کنند جهان امروز بسیار خطرناک تر از هشت سال قبل شده است.

 در طول مدت تصدی کاخ سفید توسط وی، «اوباما» منجر به ایجاد نوعی آشفتگی در سیاست امنیت ملی شد. وی ترجیح داد به جای عمل به سخنان خود در جریان انتخابات ۲۰۰۸ به هدف اصلی خود بپردازد، یعنی «دگرگونی اساسی آمریکا».

بحران های مداوم بین المللی زمان و انرژی لازم برای رسیدن به این خواست ایدئولوژیک را فراهم نکرد.

این به آن معنا نیست که «اوباما» اصلا وجه تمایزی نداشت و یا مسیر را بر اساس اطلاعات اشتباه انتخاب کرد. به عقیده «اوباما» و مشاوران عالی رتبه وی، که «هیلاری کلینتون مهمترین» آنها بود، جایگاه جهانی آمریکا، قدرت، شهامت و موفقیت آشکار این کشور در دفاع از متحدینش و منافع آنها در واقع منجر به ایجاد تنش، بی ثباتی و درگیری آشکار شد.

از این منظر، تلاش های آمریکا برای دفاع از خود و امنیت دوجانبه بخشی از مشکل به حساب می آیند و نه راه حل.

گسترش این هرج و مرج جهانی در هیچ جا مانند خاورمیانه تا این حد نمود نداشت و همین موضوع مهمترین چالش پیش روی «ترامپ» به عنوان رئیس جمهور تازه انتخاب شده آمریکا است.

در آگوست ۱۹۱۴، «ادوارد گری» وزیر خارجه وقت بریتانیا می گفت: درخشش در حال رخت بر بستن از سرتاسر اروپاست، ما دیگر در زمان حیات خود شاهد آن نخواهیم بود. خیلی بی راه نرفته ایم اگر بگوییم که جمله «گری» امروز در مورد خاورمیانه صدق می کند:

    افراط گرایی در سرتاسر منطقه منتشر شده، دولت ها را کلافه کرده و در جاهایی که تروریست ها، جنگجویان و یاغیان در حال ریشه کردن هستند، منجر به ایجاد آنارشی شده است.
    مرزبندی های انجام شده پس از جنگ جهانی اول در حال ناپدید شدن هستند. داعش در عراق و شام اعلام خلافت کرده است.
    کردها سرسختانه برای رسیدن به مفهوم نا معلوم کردستان تلاش می کنند.
    ترکیه در حال دور شدن از قانون اساسی سکولار خود و حرکت به سمت رسیدن به مفهوم تعریفی «اردوغان» از خلافت است.
    القاعده و طالبان در حال خیزش مجدد در افغانستان هستند. یمن از هم پاشیده است.
    از همه بدتر، ایران از طریق مشروعیت به دست آمده از طریق توافق با «اوباما» که در حال فراهم آوردن سودی نا گفتنی برای تهران است، سرمایه های مسدود شده خود را آزاد کرده، سرمایه گذاری و تجارت به خصوص با اروپا را از سر گرفته و در مسیر دستیابی به سلاح هسته ای قرار گرفته است.... تاثیر روسیه در منطقه بیش از هر زمان دیگری از دهه ۷۰ میلادی به این سو افزایش یافته است.

«ترامپ» مرتبا تاکید کرده که نابودی داعش در اولویت کار وی است، و نه مانند «اوباما» که رویکرد بسیار کُند وی به سادگی به داعش اجازه داد تا سربازگیری کند، سربازان خود را آموزش دهد و تروریست های خود را در جای جای غرب مستقر کند. هرچند، استراتژی ضد داعش «ترامپ» باید اعتماد اشتباه «اوباما» به دولت بغداد را تغییر دهد.

در چنین جنگ چندجانبه ای، شکست هر یک از طرفین جنگ به نفع بقیه است. ... به نظر می رسد رویکرد «اوباما» رساندن سود به ایران بوده است.

لذا، سخت ترین سوالی که اینجا مطرح می شود این است که بعد از شکست داعش چه خواهد شد؟

عرب های سنی که پیشتر داعش را پذیرفته بودند ( و یا از سر لا علاجی آن را پذیرفته بودند) دیگر هیچگاه تحت حمایت ها و روی خوش دولت عراق و یا بشار اسد قرار نخواهند گرفت.

همچنین یک کشور جدید با استفاده از سوریه و عراق باید تشکیل شود. همچنین پایگاه جدید روسیه در لاذقیه سوریه به شکلی اسفبار فضای استراتژیک در شرق مدیترانه را تغییر داده است.

متاسفانه، این پایگاه به دلیل سیاست های غلط اوباما، دیگر به این سادگی قابل از بین رفتن نیست.

  در میان این برهوتی که طی هشت سال گذشته شکل گرفته، اسرائیل و کشورهای عربی دوست آمریکا با نا امیدی کامل منتظر آمدن یک رئیس جمهور جدید و قدرتمند در آمریکا هستند. ترامپ می تواند دینامیک سیاستهای منطقه را به سرعت عوض کند.

یکی از کارهای کلیدی وی می تواند ابطال توافق هسته ای با ایران در همان روزهای اول شروع به کارش باشد. برای توضیح چنین کار دلیرانه ای نیاز به یک سیاست قابل توجه است، اما به هر حال تصمیم گیری در این خصوص ضروری است.

در حالیکه تروریسم و هرج و مرج در خاورمیانه همه وقت روزانه رئیس جمهور را پر کرده، اما دولت ترامپ همچنین باید استراتژی هایی لازم برای تعامل با مسائل بلند مدت تری همچون حمایت از نظام مبتنی بر قانون اساسی آمریکا در مقابل مدافعین دولت جهانی و حقایق مربوط به رقابت بین المللی مانند حضور روسیه و چین طراحی کند.

مهر

* انتهای پیام/

لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
2 + 14 =

پر بازدید ها

آخرین اخبار

گفتگو

گزارش

بانک پارسیان دانلود موسیقی بانک سپه دانلود نرم افزار هتل سنتی مهر یزد ایران زمین اپلیکیشن جامعه تبلیغات آموزش خبرنگاری نارنجی قرمز اخبار فوتبال گیف جامعه خبر نارنجی بیماری های خاص ایران اکونومیست ستاد دیه کشور اخبار کانون سردفتران کاریابی رسانه انجمن حمایت زندانیان آموزش خبرنگاری گیفففف