گفتگو با حرفه ای ترین تولیدکننده شیشه و سارق خودرو! - جامعه خبر
×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  سه شنبه - ۵ مرداد - ۱۴۰۰  
true
true
گفتگو با حرفه ای ترین تولیدکننده شیشه و سارق خودرو!

به گزارش پایگاه خبری جامعه خبر سید هادی کسایی زاده (خبرنگارضدفساد) که با شکایت فرماندار شهرستان ری و فعالیت های خبری در عرصه افشای فساد در انتخابات شوراها به مدت ۵ روز در بازداشت و زندان بزرگ تهران به سربرد با یکی از زندانیان مصاحبه ای انجام داد که جالب و قابل تامل است.

می نویسد: چهره و رفتارش شباهت زیادی به «ترنس هیل» بازیگر ایتالیایی داشت. پسرک دهه شصتی بیش فعال که آذرماه ۱۴۰۰ باید شمع تولد ۳۵ سالگی اش را فوت کند زندگی نامه ای به اندازه صد سریال تلویزیونی دارد و شاید بتوان تجربیات و زیست اجتماعی او را بعنوان یکی از دروس اجباری رشته های علوم تجربی و علوم انسانی در دانشکده علوم قضایی معرفی کرد. به گفته خودش یکی از بزرگترین و حرفه ای ترین تولیدکنندگان ماده مخدر شیشه و سارق خودروهای ایرانی و خارجی در کشور و حتی فراتر از مرزهاست و می گوید از کشور مالزی به دنبال جذب او هستند.

این مصاحبه به مدت ۳۰ دقیقه در اندرزگاه شماره ۳ بخش قرنطیه زندان تهران بزرگ انجام شد و هنگام مصاحبه تعداد زیادی از زندانیان حضور داشتند. در طول مصاحبه می گفتند عکس و نام من منتشر نشود و می ترسم مدت زندانم بیشتر شود. گفتم: دوربین دارم؟ دستگاه ریکوردر دارم؟ نگران نباش …

*کسایی زاده: بچه کجا هستید؟

– ته خط (نازی آباد)

*قبل از ورود به خلاف چه شغلی داشتید؟

-به مدت ۱۰ سال در یک فروشگاه تولید و عرضه پوشاک بچه گانه در خیابان جمهوری تهران کار می کردم.

*پس وضع مالی ات خوب بود و مشکلی نداشتید؟

-بله همه چی خوب و عالی بود.

*چطور شد آشپز تولید شیشه شدی؟

-از یکی یادگرفتم چون دوست داشتم ببینم چطور ساخته می شود.

*بازار کارش چطور است؟

-شما ۱۰۰۰ تا جعبه قرص مورد نظر را خریداری می کنی همراه با برخی مواد شیمیایی که مثلا حدود ۲۰ میلیون تومان می شود و در آخر ۴۰ میلیون تومان می فروشی (در این مصاحبه او تمامی فرمول های مورد نیاز همراه با تعداد و مقدار مواد شیمایی را بیان کرد و یک دکتر داروساز که میان زندانیان بود تایید کرد)

*این قرص ها و مواد شیمیایی را از کجا تهیه می کردید؟

-از ناصرخسرو

*تهش به کجا رسید؟

-شریک داشتم و کاری کرد که آشپزخانه آتش بگیرد و همه ما بمیریم و درآخر ۶۰۰ میلیون تومان مواد ما را سرقت کرد و برد.

*کارگاه یا همان آشپزخانه سوخت و شما هم آسیب دیدید و بعد چه کردید؟

-چند هفته ای خانه نرفتم و در یک قفس کبوتر می خوابیدم. سوختگی دستم عفونت کرد. وقتی خانه رفتم مادرم با دیدن وضعیت من دق کرد و مرد.

*خودت هم مصرف کننده بودی؟

-بعدا بله مصرف کردم.

*چطور شد سراغ سرقت خودرو رفتید؟

-بازهم به نوعی کنجکاوی بود.

*استاد داشتی؟

-نه .. آنقدر به درخودروها ور رفتم تا یاد گرفتم.

*وسط خیابون؟

-نه…خودروی اقوام و آشنایان در حیاط و جاهای مختلف که وقت داشته باشم.

*چطور به کامپیوتر خودروها و دزدگیرها مسلط شدی؟

-از یک باطری ساز یادگرفتم.

*چی بلدی؟

-مثلا درب سانتافه یا مزدا و خیلی خودروها را در کوتاهترین زمان ممکن بازمی کنم و بعد استارت می زنم.(در طول مصاحبه او مراحل سرقت خودروها را شرح داد)

*خب بعد از بازکردن و استارت زدن کجا می رفتی؟

-تو خیابون ها چرخ می زنم و بعد خودرو را رها می کنم.

*اوراق نمی کردی؟

-نه نیازی ندارم. اما چیزی داخل خودرو باشه برمی دارم.

*چطور خودروها را انتخاب می کردی؟

-راه می رفتم و اگر خودرویی چشمم را می گرفت به سرعت سرقت می کردم.

*کار دیگری هم با خودرو سرقتی انجام می دادی؟

-بله در محله های یوسف آباد و امیرآباد سرقت خانه می رفتم.

*یعنی در زمینه سرقت خانه هم تبحر داری؟

-بله تخصصی کار می کردم.

*درآمد ماهانه ات چقدر بود؟

-حدود روزی ۳ میلیون تومان

*چند بار دستگیر شدی؟

-برای سرقت خودرو فقط ۲ بار

*شنیدم که در یک جشنواره خودی نشان دادی؟

-بله برای نیروی انتظامی بود که جلوی چشم فرماندهان ناجا تمامی خودروها را سریع باز می کردم.

*در جرائم دیگر هم دستگیر شدی؟

-بله برای سرقت خانه و مغازه حدود ۱۰ بار دستگیر شدم.

*خب این همه بازداشت باید کلی وثیقه داشته باشی؟

-هشت تا سند خانه وثیقه گذاشتم برای ۸ پرونده سرقت

*سند از کجا تامین شده است؟

-مادربزرگم در کار ساخت و ساز مسکن است و وضع مالی خوبی دارد.

*خب این یک فرصت است که با او کار کنی و مشخص است که دوستت دارد!

-غرورم اجازه نمی دهد با او کار کنم.

*از این نحوه زندگی خسته نشدی؟

-خسته شدم. خسته از اینکه هر شب با کتانی سفید بخوابم. استرس داشته باشم. اگر آزاد شوم هرکاری جز سرقت انجام می دهم.

*هنوز هم معتاد هستی؟

-یک ماه است که پاک هستم

*تصور می کنم سرقت در خون تو جاری شده و به عادت تبدیل شده درست است؟

-بله… نوعی تفریح است. عادت کردم.

*چون هیجان دارد؟

-بله دقیقا

*قصد ازدواج و تشکیل خانواده هم نداری؟

-فعلا که نه

*سراغ تولید مشروبات الکلی هم رفتی؟

-نه هیچ وقت نرفتم. اما در تولید شیشه جزو اولین ها و بهترین ها هستم.

*الان چه حکمی برای تو صادر شده است؟

-یک سال حبس و ۳۰ ضربه شلاق با ۱۰ میلیون تومان رد مال برای سرقت مزدا

حامد در طول مصاحبه روش های مختلف سرقت خودرو و خانه و تولید شیشه را برای من شرح داد که در نوع خودش جالب بود. و حقیقتا زندان با وجود چنین نخبگان مجرمی یک دانشگاه جرم است. حامد چند باری قصد داشت از طریق ترکیه و یونان به ژاپن برسد تا در کنار عمویش زندگی کند اما به دلیل داشتن پاسپورت جعلی برگشت خورد. او هرچند می گوید که از سرقت خسته شده اما همچنان عاشق سرقت است. او می تواند درب های ضدسرقت یا درب جدیدترین خودروها را در کوتاه ترین زمان بازکند و به راحتی روشن و سرقت کند.

بدیهی است که این استعدادها اگر از دوران مدرسه به درستی هدایت می شد جایگاه این جوان ها در زندان نبود. البته قصور فقط بر گردن آموزش و پرورش نیست بلکه نهادهایی مانند سازمان تبلیغات اسلامی٬ رسانه ملی٬ نهادخانواده و خیلی نهادهای دیگر هم باید پاسخگو باشند.

حامد آشپز اتاق ما در زندان بود که بیشتر زندانیان آن اتاق برخی پزشکان و تجار و مسئولان بودند. او می گفت که پیش از ورود به اتاق (۱۰ روز گذشته) توانایی درست کردن تخم مرغ هم بلد نبود اما برای ما دمپختک یا ماکارانی و غیره درست می کرد.

پی نوشت: زندانیان می توانند با خرید برخی مواد غذایی مجاز از فروشگاه زندان برای خود غذا طبخ کنند.

 

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false