×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  شنبه - ۲۱ تیر - ۱۳۹۹  
true
true
انتخابات سخت مردم پایتخت| نفرین خبرنگار برای رسانه ملی و برخی مسئولان

به گزارش پایگاه خبری جامعه خبر سید هادی کسایی زاده روزنامه نگار نوشت: ائتلاف اصولگرایان از یک سال قبل ساز و کاری برای اتحاد و همدلی در پیش گرفتند تا با روش اصلاح طلبان لیست واحدی ارائه کنند و برنده میدان رقابت انتخابات مجلس یازدهم شوند.

نخستین نقطه ضعف این ائتلاف این بود که 2 گروه در ائتلاف جایگاهی نداشتند. نخست گروه حامی محمود احمدی نژاد و دوم جبهه پایداری … هv چند تلاش هایی شد اما در نهایت این دو گروه سیاسی از لیست ائتلاف گنار گذاشته شدند.

تیم ائتلاف واحد اصولگرایان برای خود قانونی بعنوان مرامنامه تعیین کردند که بر اساس آن لیست بسته شود که عبارت بود از وحدت فراگیر بین نیروهای انقلاب، جوانگرایی مورد تاکید رهبری در بیانیه گام دوم، توجه بیشتر به حضور زنان در موضوع انتخابات، نفی سهمیه‌بندی، نفی تصمیم‌گیری از بالا به پایین و دخالت دادن مردم تا حد امکان در تهیه فهرست و تعیین نامزدها که در نهایت چنین چیزی در لیستی مقدماتی دیده نشد.

ائتلافی ها در نهایت به 4335 اسم رسیدند که این اسامی برگرفته از 80 حزب و تشکل و اصناف همسو با سیاست های ائتلاف بود. چون تعداد زیاد بود افراد شناخته شده و شاخص جدا شد که در نهایت به 120 نفر رسیدند که 85 نفر از آنها شناخته شده بودند و الباقی باید مصاحبه می شدند. اما در نهایت فعلا نام 7 نفر بیرون آمده که قالیباف در صدر لیست قراردارد.

ائتلاف اصولگرایان می خواستند کار تشکیلاتی و حرفه ای حزبی را برای نخستین بار در طیف اصولگرایی پس از شکست کامل جمنا انجام دهند اما باز هم شکست خوردند. دلیل این شکست آن است که هسته مرکزی این ائتلاف قبل از آغاز کار لیست نهایی را در ذهن خود بستند و تلاش کردند با بازی های سیاسی به لیست ذهنی خود برسند.

البته نقاط ضعف ائتلاف اصولگرایان فقط این نیست بلکه فرماندهی این ائتلاف توسط حدادعادل ضربه بزرگی به این تشکل وارد کرد. حدادعادل ضعیف ترین و فانتزی ترین چهره اصولگرایی است که به جرات باید گفت جایگاه سیاسی در سطح جامعه ندارد. وقتی مردم مغز متفکر یک ائتلاف را حدادعادل می بینند نمی توانند با این ائتلاف ارتباط خوبی برقرارکنند.

اما اردوگاه اصلاح طلبان کمی متفاوت است. شکست خورده های لیست سید محمد خاتمی که شورای شهر و مجلس را در دور قبل تسخیر کردند به دلیل عملکرد بسیار ضعیف دچار سرخوردگی سیاسی شدند به نحوی که برخی از آنها حتی در خانواده خود هم مقبولیت ندارند. وضعیت به نحوی است که حتی شخص سید محمد خاتمی دیگر برای حمایت از لیست واحد حمایتی نخواهد نکرد. هرچند افراد رادیکالی مانند الیاس حضرتی و مصطفی کواکبیان قصد دارند با احزاب اعتماد ملی و مردمسالاری لیست های جداگانه ای ارائه کنند اما عملا حنای این چهره ها برای اصلاح طلبان رنگی ندارد. به خصوص اینکه در میان سرلیست های اصلاح طلبان افراد شائبه داری مانند شهیندخت ملاوردی دیده می شود.

در این میان توپخانه جنگ رسانه ای اصلاح طلبان با مهره های سوخته ای مانند یاشار سلطانی قصد دارند سرلیست اصولگرایان تهران (محمدباقر قالیباف) را هدف قراردهند و توئیت ها و افشاگری ها از ماه قبل رسما آغاز شده است.

حالا در اردوگاه بهم ریخته اصلاح طلبان و اصولگرایان صیادانی برنده میدان می شوند که دست پری داشته باشند.

در حالی که مردم پایتخت در هر دوره انتخاباتی به فراخور قدرت در ریاست جمهوری یا مجلس به لیست واحدی برای برنده شدن قدرت حزبی خود رای می دادند اما امسال کار کمی سخت تر شده است. شاید آنهایی که پای صندوق رای می آیند فقط به 2 یا چند نفر رای دهند که جدای از وابستگی سیاسی بعنوان یک روزنامه نگار می گویم که رای اول تهران قالیباف خواهد بود.

اتفاقاتی مانند (قتل نفس و محاکمه شهردار سابق تهران و هرم اصلاحات- شکست اصلاح طلبان در انتخاب چندین شهردار- تعطیلی فعالیت های عمرانی و فرهنگی شهرداری تهران در شورای شهر اصلاح طلبان- رد صلاحیت چهره های شاخص اصلاح طلب و اصولگرا- محاکمه آقازاده ها، فرزند وزیر و روسای بانک ها- ضرب و شتم و کشته شدن معترضان در حوادث دی ماه- حمله موشکی به هواپیمای اوکراینی از سوی سپاه پاسداران- وضعیت نامناسب معیشت خانواده ها- واکنش های تند چهره ها و هنرمندان به وضعیت موجود کشور- بازداشت چندین شهردار و عضو شورای شهر در استان تهران- سانسورهای رسانه ملی و شوآف رسانه ای برنامه 20:30- شکست دولت در مدیریت بحران های جاری امسال در برخی استان های کشور و غیره….) موجب شده تا حکومت و دولت تمام تلاش خود را برای دعوت مردم (حداقل در تهران) به پای صندوق های رای انجام دهند به نحوی که حسن روحانی رئیس جمهور رسما در راهپیمایی 22 بهمن تلویحا به دست و پای مردم افتاد تا در انتخابات شرکت کنند.

با این حال بسیاری از مردم باور دارند که قهر کردن با انتخابات به هیچ عنوان به صلاح کشور در این برهه از زمان که فشارهای سیاسی و اقتصادی علیه ایران چندین برابر شده نیست اما از سوی دیگر سهل انگاری و سوء مدیریت و چپاول بیت المال و ثروت های ملی از سوی دستگاه های دولتی و چهره ها و مسئولان مردم را نسبت به دولت و حتی حکومت بی میل و نا امید کرده است. نظر سنجی های اینترنتی و فضای مجازی نشان می دهد که گروه زیادی از مردم نسبت به انتخابات بی میل هستند.

البته وضعیت در شهرستان ها و سایر استانها از تهران بسیار بهتر است. هرچند رد صلاحیت ها ترازوی اصولگرایان را در شهرستان ها سنگین تر کرد اما چون در بسیاری از شهرهای کشور به دلیل پایین بودن تعداد گزینه های اصلی کاندیداتوری انتخاب سهل تر است و تبلیغات و انتخاب افراد معمولا به طور قومیتی انجام میشود از همین الان کاندیدای برنده مشخص است.

بعنوان یک روزنامه نگار باید بگویم که خشم فروخفته در لایه های جامعه خطر بزرگی برای کشور محسوب می شود و دشمن کاملا به این امر آگاه است و از هر حرکت اعتراضی مردم برای تحریک این خشم استفاده می کند. تشییع پیکر شهید حاج قاسم سلیمانی فرصت خوبی برای آشتی مردم با دولت و حکومت بود اما گاف سپاه این فرصت را به تهدید تبدیل کرد. با این حال شفافیت و صداقت از سوی دولت و حکومت می تواند اعتماد  عمومی را بازگرداند. علنی بودن دادگاه متهمانی مانند روح الله زم- اکبر طبری از مدیران ارشد قوه قضائیه و برخی مسئولان عالی رتبه که پرونده قضایی دارند نشان دهنده شفافیت نظام در احقاق حقوق مردم است.

وقتی مردم می بینند دادگاه ها مخفیانه و یا با گزینش خبرنگاران برگزار می شود ذهنیت بدی نسبت به دستگاه پیدا می کنند. شاید این بار هم با خواهش و فتوا و رمز دشمن گریزی مردم به انتخابات بیایند اما هر بار نمی شود این کار را تکرار کرد. مسئولان نمی توانند تمام کاستی ها و سوء مدیریت های خود را پشت رهبری پنهان کنند و هنگام انتخابات دست به دامان رهبرانقلاب شوند.

بعنوان یک روزنامه نگار آزاد آنچه می بینم و می شنوم را بازگو می کنم هرچند شاید برای برخی آقایان خوش نباشد. کاش رسانه ملی داشتیم و هدفش مردم و رضایت مردم و صدای مردم بود تا مردم برای شنیدن صدای خود سراغ شبکه ها و ماهواره ها نمی رفتند.

نکته آخر اینکه سانسور بخش هایی از برنامه زنده اختتامیه جشنواره فیلم فجر اگر نگویم کار دشمن بود قطعا کار منافقین در رسانه ملی بود (آن هم در آستانه انتخابات) تا با این کار خشم مردم را بیشتر تحریک کنند. چند دقیقه بعد هم همان ثانیه های سانسور شده در فضای مجازی منتشر شد.

من بعنوان یک شهروند و روزنامه نگار ایرانی برای رسانه ملی و مسئولانی که فقط به فکر منافع شخصی و حزبی خود هستند متاسفم و از خداوند متعال می خواهم آنها را رسوا کند. آنها مردم را مانند رعیت می بینند که خود وظیفه اربابی دارند و با اقداماتشان خواسته و ناخواسته به کشور ضربه می زنند.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false